حسن پيرنيا ( مشير الدوله )

2301

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )

تير به او خورده . اسلحه تعرّضى سوارهايشان همه‌چيز را شكسته ، از هرچيز ميگذرد و باسلحه دفاعيشان چيزى كارگر نيست » . اين خبرها باعث پژمردگى سربازان رومى شد ، زيرا پيش از اين آنها گمان ميكردند ، كه پارتيها هم مانند اهالى ارمنستان و كاپادوكيّه‌اند ، چه لوكولّوس آنها را بقدرى ميراند ، كه بالاخره خسته ميشد . آنها به خود نويد ميدادند ، كه بزرگترين اشكال اين سفر جنگى فقط طول راه است و تعقيب دشمنى ، كه هيچگاه جرئت نخواهد كرد ، با روميها روبرو گردد ، ولى اكنون ميديدند ، كه بايد براى جدالها و مخاطرات بىپايان حاضر گردند . بنابراين عدّه زيادى از صاحبمنصبان عمده عقيده‌شان چنين بود ، كه كراسّوس دور تر نرفته اقدام خود را موضوع مشورت قرار دهد . يكى از صاحبمنصبان كاسّيوس بود . غيب‌گوها نيز آهسته ميگفتند ، كه در قربانيها علامات تطيّر را مىبينند و هرچه ميكنند خدايان با اين سفر جنگى مساعد نميشوند ، ولى كراسّوس اعتنائى باينحرفها نداشت و فقط گوش به حرف كسانى ميداد ، كه ميگفتند ، بايد حركت را تندتر كرد ( پلوتارك ، كتاب كراسّوس ، بند 23 ) . آمدن پادشاه ارمنستان نزد كراسّوس چيزى كه اعتماد كراسّوس را تأييد كرد ، اين بود ، كه ارته‌باذ پادشاه ارمنستان با شش هزار سوار وارد شد ، اين سواران مستحفظين شخصى او بودند . پادشاه وعده ميداد ، ده هزار اسب جوشن‌دار و سى هزار پياده ، كه با مخارج او تجهيز شده‌اند ، بدهد . او به كراسّوس نصيحت داد ، كه از طرف ارمنستان داخل دولت پارت گردد و ميگفت در اين صفحات آذوقه وافر است و در اين‌جا بواسطه كوهستانها با امنيّت خاطر ميتوانيد حركت كنيد ، زيرا قواى پارتيها ، كه سواره‌نظام است ، در اينجاها آزادى عمليّات را نخواهد داشت . كراسّوس تشكّر سردى از پادشاه ارمنستان كرده گفت : من از بين النهرين خواهم گذشت ، زيرا عدّه زيادى از روميهاى شجاع را در آنجا گذارده‌ام . پس از اين جواب پادشاه ارمنستان برگشت